در گرداب فاجعه ای مضاعف حاصل از تجاوز نظامی و سرکوب داخلی

مقاله ای با الهام و اتکا به داده های گزارش اخیر سازمان عفو بین الملل از وضعیت حقوق بشر در جامعه ایران در یک توحش دوگانه!

مقدمه: تبیین پارادایم «خطر جنایت مضاعف» در جامعه ایران

وضعیت حقوق بشر در ساختارهای سیاسی اقتدارگرا همواره با چالش‌های بنیادین و نقض سیستماتیک حقوق شهروندی روبرو بوده است، اما آنچه در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶ میلادی در ایران به وقوع پیوست، این کشور را در کانون یکی از بی‌سابقه‌ترین، پیچیده‌ترین و تراژیک‌ترین بحران‌های حقوق بشری و ژئوپلیتیک در تاریخ معاصر قرار داده است. بر اساس مستندات جامع، گزارش‌های میدانی و تحلیل‌های حقوقی نهادهای معتبر بین‌المللی از جمله سازمان عفو بین‌الملل (Amnesty International)، مردم بی‌دفاع ایران در مقطع کنونی گرفتار در میان فجایع مضاعفی هستند که از یک سو توسط حملات نظامی و غیرقانونی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به این کشور تحمیل شده و از سوی دیگر، ریشه در سرکوب‌های مرگبار، سیستماتیک و فراگیر داخلی توسط حکومت جمهوری اسلامی دارد.1

این تقاطع شوم تاریخی، پدیده‌ای را خلق کرده است که در ادبیات حقوق بین‌الملل و سازمان‌های مدافع حقوق بشر از آن تحت عنوان «خطر جنایت مضاعف» (Dual Atrocity Risks) یاد می‌شود.2 در این ساختار تحلیلی، موجودیت فیزیکی، روانی، مدنی و اقتصادی شهروندان غیرنظامی به طور همزمان از دو جبهه متفاوت اما با پیامدهای یکسان مورد هجوم قرار می‌گیرد. مردم ایران در حالی که هدف بمباران‌های کور، تخریب زیرساخت‌های حیاتی و نقض فاحش حقوق بین‌الملل بشردوستانه از سوی متجاوزان خارجی قرار گرفته‌اند، در عرصه سیاست داخلی نیز با احکام فله‌ای اعدام، شکنجه‌های سازمان‌یافته، بازداشت‌های خودسرانه، تعرضات جنسی و خفقان مطلق سیاسی روبرو هستند.1

این نوشته، با رویکردی انتقادی و با تکیه بر شاخص‌های دقیق حقوق بشری، داده‌های آماری مستند و تحلیل‌های استراتژیک، به کالبدشکافی ابعاد این فاجعه چندوجهی می‌پردازد. رسالت این پژوهش، اثبات این واقعیت تلخ است که تجاوز نظامی نه تنها مسیر دستیابی به حقوق بشر و دموکراسی را در جامعه ایران هموار نکرده، بلکه با نابودی عاملیت مردمی (Popular Agency)، این وضعیت را به مراتب اسفناک‌تر و دشوارتر ساخته و عملاً به عنوان یک کاتالیزور برای تقویت ماشین کشتار و سرکوب رژیم حاکم عمل کرده است.2

ماهیت ضد حقوق بشری تجاوز نظامی: ویرانی به نام مداخله بشردوستانه

یکی از خطرناک‌ترین مغالطات سیاسی و گفتمانی در عرصه روابط بین‌الملل، پیوند زدن جنگ‌های تجاوزکارانه و بمباران کشورها با مفاهیمی چون پیشبرد حقوق بشر، آزادسازی ملت‌ها یا برقراری دموکراسی است. شواهد میدانی و آمارهای مستند از جنگی که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با عملیات مشترک ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، به وضوح و با قاطعیت اثبات می‌کند که این تجاوز نظامی نه تنها هیچ‌گونه بهبودی در وضعیت حقوق بشر در جامعه ایران بوجود نیاورده، بلکه با تخریب زیرساخت‌های مدنی، جامعه را به قهقرا برده است.1

تجاوز نظامی و بمباران یک کشور، به طور ذاتی با اصول بنیادین حقوق بشر، به ویژه حق حیات (مندرج در ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر) و حق برخورداری از استانداردهای مناسب زندگی (ماده ۲۵)، در تضاد مطلق و آشتی‌ناپذیر است. در جریان حملات ائتلاف آمریکا و اسرائیل، که تا زمان اعلام یک آتش‌بس شکننده در ۷ آوریل ۲۰۲۶ ادامه یافت، ده‌ها هزار حمله هوایی به اهداف مختلف در سراسر پهنه جغرافیایی ایران انجام گرفت.2

این گستردگی عملیات نظامی، به تخریب بی‌سابقه زیرساخت‌های غیرنظامی منجر گردید؛ از جمله نیروگاه‌های تولید برق، پل‌های ارتباطی، دانشگاه‌ها، مدارس، ساختمان‌های مسکونی، مراکز درمانی و بیمارستان‌ها، کارخانه‌های فولاد، انبارهای نفت و تاسیسات پتروشیمی.2

تخریب این زیرساخت‌ها، میلیون‌ها انسان را در معرض فقر مطلق، بحران‌های عمیق زیست‌محیطی، قطعی زنجیره تامین دارو و فروپاشی نظام سلامت و معیشت قرار داده است که تبعات آن تا دهه‌ها گریبان‌گیر جامعه مدنی خواهد بود.2 بررسی شاخص‌های حقوق بشری و آمارهای رسمی و تایید شده، تصویر هولناکی از این فاجعه انسانی را به نمایش می‌گذارد که به روشنی نشان‌دهنده نقض فاحش اصل تفکیک (Distinction) میان نظامیان و غیرنظامیان و اصل تناسب (Proportionality) در حقوق بین‌الملل بشردوستانه است.

شاخص تلفات و خسارات ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل (۲۸ فوریه تا ۷ آوریل ۲۰۲۶)

آمار تایید شده

تعداد کل غیرنظامیان کشته شده در اثر حملات هوایی

حداقل ۲,۳۶۲ نفر 2

تعداد کودکان کشته شده در جریان بمباران‌ها

۳۸۳ نفر 2

تعداد مجروحان غیرنظامی با آسیب‌های جسمی و روانی شدید

بیش از ۳۲,۳۱۴ نفر 2

آمار کشته‌شدگان در فاجعه حمله مستقیم به مدرسه میناب

۱۵۶ نفر (شامل ۱۲۰ کودک و دانش‌آموز) 2

این فاکت‌ها و ارقام به روشنی استدلال می‌کنند که جنگ، ذاتاً پدیده‌ای ضد حقوق بشری است. وخامت اوضاع زمانی آشکارتر می‌شود که به ادبیات سیاسی مقامات متجاوز توجه کنیم. تنها چند ساعت پیش از اعلام آتش‌بس در ۷ آوریل ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، تهدیدات آخرالزمانی مبنی بر ایجاد ویرانی در مقیاس وسیع علیه غیرنظامیان در ایران مطرح کرد و هشدار داد که «امشب یک تمدن کامل نابود خواهد شد».2 نهادهای حقوق بشری از جمله سازمان عفو بین‌الملل تصریح کرده‌اند که این نوع اظهارات، مصداق بارز تهدید به ارتکاب نسل‌کشی (Genocide) است.2 علاوه بر این، اظهارات وزرای اسرائیلی نظیر اسرائیل کاتز مبنی بر بازگرداندن ایران به «عصر تاریکی و عصر حجر» از طریق نابودی کامل زیرساخت‌های اقتصادی و ملی، نشان از قصد سیستماتیک برای ارتکاب جنایات جنگی دارد.2 بنابراین، محکومیت شدید این تجاوز نظامی از دیدگاه حقوق بشر، نه یک موضع‌گیری سیاسی یا ایدئولوژیک، بلکه یک الزام مطلق و مبتنی بر موازین حقوق بین‌الملل است.

کشتار کودکان در مدرسه میناب: مصداق عینی جنایت علیه بشریت

برای درک ملموس‌تر از عمق فاجعه نظامی و بی‌اعتباری ادعاهای حقوق بشری و به اصطلاح بشردوستانه متجاوزان، بررسی دقیق یکی از سیاه‌ترین و دردناک‌ترین برگ‌های این جنگ الزامی است. در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، مصادف با نخستین روز آغاز جنگ و حملات گسترده، یک موشک کروز تاماهاک (Tomahawk) متعلق به ارتش ایالات متحده به طور مستقیم به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در شهر میناب، واقع در استان هرمزگان در جنوب ایران، اصابت کرد.9

این حمله هولناک، منجر به یکی از بزرگترین تلفات غیرنظامیان در یک رویداد واحد در دهه‌های اخیر شد و وجدان جامعه جهانی را به شدت جریحه‌دار ساخت. جزئیات این قتل‌عام، ابعاد تکان‌دهنده‌ای از نقض قوانین جنگ را آشکار می‌سازد. در این حمله، مجموعاً ۱۵۶ غیرنظامی جان خود را از دست دادند.8

از این تعداد، حداقل ۱۲۰ نفر کودک بودند که شامل ۷۳ دانش‌آموز پسر و ۴۷ دانش‌آموز دختر می‌شد.2 علاوه بر دانش‌آموزان، ۲۶ معلم (از جمله مدیر مدرسه)، هفت تن از والدینی که برای بردن فرزندان خود به مدرسه مراجعه کرده بودند، یک راننده سرویس مدرسه و یک تکنسین داروخانه درمانگاه مجاور نیز به خاک و خون کشیده شدند.8

تحقیقات مستقل سازمان عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهای اولیه مبنی بر اصابت تصادفی، این مدرسه با استفاده از «مهمات هدایت‌شونده دقیق» (Precision-guided munitions) مورد هدف قرار گرفته است و نیروهای آمریکایی در اتخاذ تمامی اقدامات احتیاطی لازم و ممکن برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان، به طور کامل و سیستماتیک شکست خورده‌اند.2

اگرچه مقامات آمریکایی نظیر مارکو روبیو (وزیر خارجه) و پیت هگست (وزیر دفاع) تلاش کردند این حمله را تحت عنوان «اشتباه» (Mistake) و «عدم هدف‌گذاری عمدی» توجیه کنند 11، اما از منظر حقوق بین‌الملل بشردوستانه، این توجیهات رافع مسئولیت کیفری نیست.

بر اساس قوانین مخاصمات مسلحانه و مفاد کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو، حمله به اماکن آموزشی، مدارس و کشتار کودکان، نقض صریح، قطعی و غیرقابل گذشت حقوق بین‌الملل است.9 سازمان یونسکو (UNESCO) به عنوان نهاد آموزشی سازمان ملل، با صدور بیانیه‌ای این بمباران را نقض فاحش حقوق بشردوستانه دانست و تاکید کرد که مدارس به عنوان مکان‌های یادگیری، تحت حمایت مطلق حقوق بین‌الملل قرار دارند و حمله به آن‌ها حق آموزش و حق حیات را نابود می‌سازد.12 همچنین شخصیت‌های برجسته بین‌المللی نظیر ملاله یوسف‌زی، برنده جایزه صلح نوبل، با ابراز تاسف عمیق از این رویداد، کشتار غیرنظامیان به ویژه کودکان را «غیرقابل توجیه» خوانده و خواستار پاسخگویی بین‌المللی شدند.12

این رویداد، فراتر از یک خطای محاسباتی، نشان‌دهنده یک الگوی رفتاری است که در آن جان انسان‌های غیرنظامی در پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک هیچ ارزشی ندارد. این جنایت دهشتناک، به روشنی ثابت می‌کند که دولت و مقامات مسئول در ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به دلیل ارتکاب به جنایت علیه بشریت، جنایات جنگی و کشتار کورکورانه غیرنظامیان در مدرسه میناب و سایر مناطق مسکونی، می‌بایست در مقابل دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) در لاهه هلند احضار شده و پاسخگوی اعمال خود باشند.1

تحلیل استراتژیک، حقوقی و ژئوپلیتیک: چرا جنگ علیه ایران یک اشتباه مطلق بود؟

تجاوز نظامی ائتلاف آمریکا و اسرائیل به ایران نه تنها از منظر انسانی و حقوق بشری یک فاجعه تمام‌عیار و شرم‌آور بود، بلکه از دیدگاه استراتژیک، حقوقی، و تحلیل‌های ژئوپلیتیک نیز مبتنی بر مفروضات کاملاً نادرست، تحلیل‌های سطحی و محاسبات اشتباه بنا شده بود. پژوهشگران بین‌المللی، استراتژیست‌های نظامی و کارشناسان حقوقی، دلایل متعددی را برای اثبات نادرستی و شکست قطعی این ماجراجویی نظامی اقامه کرده‌اند که کالبدشکافی آن‌ها برای درک وضعیت کنونی ایران ضروری است:

۱. تناقض آشکار با حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل متحد: نخستین و مهم‌ترین دلیل برای نادرست بودن این جنگ، فقدان مطلق مشروعیت حقوقی آن است. نامه‌ای که توسط بیش از ۱۰۰ نفر از برجسته‌ترین اساتید و کارشناسان حقوق بین‌الملل به امضا رسید، صراحتاً تایید می‌کند که حملات آغاز شده در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ توسط ایالات متحده و اسرائیل، نقض آشکار و غیرقابل انکار بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد در خصوص منع توسل به زور (Prohibition on the use of force) است.1 در قواعد توسل به زور (Jus ad bellum)، استفاده از نیروی نظامی علیه یک دولت مستقل عضو سازمان ملل، تنها در دو حالت مجاز است: دفاع مشروع در برابر حمله مسلحانه بالفعل یا قریب‌الوقوع، و یا با مجوز صریح و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل.13 در جریان تجاوز به ایران، هیچ‌یک از این شروط حقوقی محقق نشده بود و متجاوزان با نادیده گرفتن سازوکارهای بین‌المللی، به یک جنگ تجاوزکارانه غیرقانونی دست زدند که پایه‌های نظم مبتنی بر قواعد بین‌المللی را به شدت متزلزل ساخت.13

۲. فقدان استراتژی مشخص و سردرگمی در واشینگتن: این حمله از همان روزهای نخست با فقدان یک استراتژی مشخص و سردرگمی مفرط در سطوح عالی تصمیم‌گیری، به ویژه در واشینگتن، همراه بود.18 سیاستمداران آمریکایی از جمله دونالد ترامپ، در طول دوران جنگ پیام‌ها و اهداف کاملاً متناقضی را بیان می‌کردند.

در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا در یک سخنرانی خواستار «تسلیم بی‌قید و شرط» رهبران ایران می‌شد، در جای دیگر از آن به عنوان یک «گشت و گذار کوتاه‌مدت» یاد می‌کرد و گاه نیز سیگنال‌هایی مبنی بر تمایل به مذاکره برای جایگزینی مقامات رژیم ارسال می‌نمود.20 این سردرگمی و عدم توازن میان اهداف سیاسی و ابزارهای نظامی، نشان داد که هیچ برنامه مدون و چشم‌انداز واقع‌بینانه‌ای در پشت این حملات وجود نداشته و تصمیمات بر پایه انگیزه‌های لحظه‌ای و پوپولیستی اتخاذ شده است.18

۳. نادیده گرفتن و نابودی عاملیت مردمی (Popular Agency): یکی از بزرگترین خطاهای راهبردی و اخلاقی حامیان این جنگ، فقدان توجه به عاملیت مردمی در فرآیند تغییرات سیاسی بود. دموکراسی، حقوق بشر و تغییرات ساختاری پایدار، کالاها یا سوغاتی‌هایی نیستند که بتوان آن‌ها را با بمب‌افکن و موشک به یک کشور وارد کرد؛ بلکه این مفاهیم تنها از درون جامعه، از طریق مبارزات مدنی، آگاهی طبقاتی و با اراده جمعی شهروندان شکل می‌گیرند.6 بمباران زیرساخت‌ها و کشتار مردم، عاملیت سیاسی را از شهروندان سلب کرده و آنان را از بازیگران فعال عرصه سیاست به قربانیان منفعل جنگ‌های تجاوزکارانه تقلیل می‌دهد.7 در واقع، هیچ نشانه‌ای مبنی بر قصد و هدف واقعی مهاجمان برای کمک به مردم ایران جهت دستیابی به آزادی و سرنگونی رژیم اقتدارگرا در تهران وجود نداشت؛ هدف اصلی این مداخله، صرفاً تامین منافع ژئوپلیتیک، تضعیف رقبای منطقه‌ای و کسب دستاوردهای سیاسی در داخل کشورهای مهاجم بود.7 این رویکرد استعماری جدید، درد و رنج ایرانیان را به ابزاری برای سیاست‌ورزی خارجی تقلیل داد.

۴. فقدان استراتژی خروج از جنگ (Exit Strategy): شروع یک جنگ بدون داشتن برنامه‌ای برای پایان دادن به آن، یکی از بزرگترین خطاهای نظامی است. مقامات نظامی و سیاسی متجاوز هیچ برنامه خروجی برای این جنگ ارائه ندادند.18 پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، در اظهاراتی تامل‌برانگیز پایان جنگ را کاملاً وابسته به خواست شخصی رئیس‌جمهور دانست و از ارائه هرگونه چارچوب زمانی یا معیار موفقیت عاجز ماند.20 این بی‌برنامگی، حتی موجب بروز اختلافات دیپلماتیک عمیق میان آمریکا و متحدان اروپایی‌اش شد؛ به طوری که فردریش مرتس (Friedrich Merz)، صدراعظم آلمان، در اظهاراتی بی‌سابقه از فقدان استراتژی خروج واشینگتن به شدت انتقاد کرد و آن را موجب تحقیر آمریکا خواند که این امر منجر به تنش مستقیم با رئیس‌جمهور آمریکا گردید.16 فقدان استراتژی خروج، خطر کشیده شدن کل منطقه خاورمیانه به یک جنگ فرسایشی و طولانی‌مدت را به شدت افزایش داد.

۵. تحکیم قدرت رژیم و کسب برگ‌های برنده در سایه جنگ: مهم‌ترین و مخرب‌ترین پیامد این تجاوز نظامی برای مردم ایران، تاثیر معکوس آن بر ساختار قدرت داخلی بود. برخلاف تصورات خام‌اندیشانه برخی تحلیلگران که می‌پنداشتند حمله نظامی موجب فروپاشی سریع رژیم خواهد شد، جمهوری اسلامی نه تنها فرو نریخت، بلکه برگ‌های برنده‌ای (Winning Cards) در این جنگ به دست آورد.26 حکومت توانست با بهره‌گیری از فضای جنگی، گفتمان امنیت ملی را بر گفتمان حقوق بشر و آزادی‌خواهی مسلط کند و پایه‌های ایدئولوژیک و نظامی خود، به ویژه جایگاه سپاه پاسداران، را در مواجهه با تهدید خارجی تحکیم بخشد.25

۶. فروکش کردن جنبش‌های اعتراضی و توجیه سرکوب سیستماتیک: در نتیجه مستقیم تجاوز نظامی، مردم ایران که در دی ماه (ژانویه ۲۰۲۶) یکی از گسترده‌ترین قیام‌های سراسری را علیه حکومت شکل داده بودند، عملاً در شرایط جنگی، زیر بمباران و قطع زیرساخت‌ها، امکان تداوم قیام و سازماندهی مدنی را از دست دادند.2 جنبش اعتراضی مردم فروکش کرد، چرا که اولویت جامعه از مبارزه برای آزادی، به تلاش برای بقای فیزیکی در برابر بمب‌های خارجی تغییر یافت. بعلت عدم فروپاشی رژیم در ایران، حکومت نه تنها در جنگ ریزش نکرد، بلکه به بهترین بهانه ممکن برای سرکوب دست یافت.

رژیم با برچسب زدن به معترضان و فعالان مدنی تحت عناوین امنیتی نظیر «ستون پنجم»، «جاسوسان دشمن» و «مزدوران بیگانه»، سرکوب‌های داخلی را با شدت، سرعت و توجیه بیشتری در عرصه عمومی به پیش برد.1

مولفه‌های اثبات‌کننده اشتباه بودن تجاوز نظامی به ایران

پیامدهای عینی و مستندات

تناقض با قوانین و منشور سازمان ملل

نقض بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد، تضعیف نظم حقوقی بین‌المللی و ارتکاب جنایات جنگی 13

فقدان استراتژی و سردرگمی اهداف

اظهارات متناقض واشینگتن، فقدان استراتژی خروج (Exit Strategy)، انتقاد متحدان اروپایی 18

نادیده گرفتن عاملیت مردمی (Popular Agency)

سلب اراده ملی برای تغییرات دموکراتیک، تنزل جایگاه شهروندان ایرانی به قربانیان بی‌دفاع جنگ 6

تحکیم قدرت و موقعیت رژیم حاکم

عدم فروپاشی سیستم، کسب برگ‌های برنده (Winning Cards) برای توجیه رویکردهای امنیتی 25

نابودی جنبش‌های مدنی و توجیه سرکوب

فروکش کردن اعتراضات ژانویه، دستگیری مخالفان تحت عنوان «جاسوس» و «ستون پنجم» 2

کالبدشکافی و محکومیت اپوزیسیون راست افراطی: توهم جنگ رهایی‌بخش

یکی از پدیده‌های جامعه‌شناختی و سیاسی به شدت اسفناک و بیمارگونه که در طول این بحران نمایان شد، واکنش بخش‌هایی از اپوزیسیون راست افراطی، گروه‌های سلطنت‌طلب (Pahlavist movement) و طیف‌هایی از دیاسپورا (ایرانیان خارج از کشور) بود.22 در حالی که زیرساخت‌های ملی ایران در شعله‌های آتش می‌سوخت، مردم آواره می‌شدند و خون کودکان بی‌گناه در مدارس و خیابان‌ها ریخته می‌شد، تصاویری از رقص و پایکوبی، شادمانی و برگزاری جشن در خیابان‌های شهرهایی چون لس‌آنجلس و لندن توسط این گروه‌ها به رسانه‌ها مخابره شد.32

سیاست جنگ‌طلبی، درخواست تشدید تحریم‌ها و دعوت صریح از قدرت‌های خارجی نظیر آمریکا و اسرائیل برای بمباران ایران، نمایانگر یک سقوط اخلاقی عمیق و گسست کامل شناختی از واقعیت‌های دردناک میدانی در داخل کشور است. این جریان‌های راست افراطی، با اتخاذ رویکردی ماکیاولیستی و با چشم‌پوشی از فجایع انسانی، تجاوز نظامی و کشتار هموطنان خود را تحت عنوان «عملیات آزادسازی» یا «رژیم چنج» تئوریزه کرده و از این حملات غیرقانونی حمایت کردند.22

این رفتار، نه تنها با ابتدایی‌ترین اصول میهن‌دوستی، همبستگی ملی و حقوق بشر در تضاد است، بلکه نشان‌دهنده فقدان درک عمیق از ماهیت جنبش‌های دموکراتیک می‌باشد.7 تناقض بنیادین و پوچ‌گرایی (Absurdity) این جریان آنجا آشکار می‌شود که افرادی با شعار حمایت از زنان و اقلیت‌ها، به خیابان‌های کشورهای غربی آمده و از بمباران کشوری حمایت می‌کنند که همان زنان و اقلیت‌ها را به کام مرگ می‌فرستد.33

تغییرات دموکراتیک، حقوق بشر و آزادی، هرگز سوار بر بالگردهای آپاچی، موشک‌های کروز تاماهاک یا بمب‌های فسفری وارد یک کشور نمی‌شوند. توجیه نابودی پایه‌های اقتصادی و انسانی یک کشور با این امید واهی که از خاکسترهای آن، یک دیکتاتور سقوط کرده و آزادی متولد می‌شود، رویکردی است که از منظر انسانی و سیاسی به شدت محکوم می‌باشد.7 چنین جشن‌هایی بر روی ویرانه‌های کشور و پیکر بی‌جان هموطنان، نماد بارز «استعمار ذهنی» و وابستگی مطلق به قدرت‌های امپریالیستی برای تعیین سرنوشت سیاسی است.7

این رویکرد، هم‌صدا با ماشین جنگی بیگانگان، حقوق بنیادین ملت ایران را برای تعیین سرنوشت خود (Self-determination) نادیده گرفته و مسیر دستیابی به یک جامعه دموکراتیک، مستقل و مبتنی بر حقوق بشر را با موانع جدی و غیرقابل عبور روبرو می‌سازد.7 محکومیت قاطع و شدید این جریان‌های راست افراطی و گفتمان جنگ‌طلبانه آن‌ها، گامی ضروری در جهت تصفیه جنبش آزادی‌خواهی ایران از مفاهیم آلوده به خشونت و مداخله خارجی است.

سرکوب سیستماتیک داخلی و کشتار معترضان: جنایت علیه بشریت توسط حکومت ایران

در سوی دیگر این فاجعه مضاعف، حکومت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که با سوءاستفاده هوشمندانه اما ظالمانه از فضای جنگی و با ایجاد یکی از خفقان‌زاترین محیط‌های امنیتی در دهه‌های اخیر، به نقض فاحش، گسترده و آشکار حقوق بشر دست یازیده است.1 گزارش‌های مستند و متقن نشان می‌دهند که ماشین کشتار و سرکوب رژیم در سایه جنگ، نه تنها متوقف نشده، بلکه با سرعتی بی‌سابقه و با بی‌رحمی تمام به حرکت درآمده است.37

نقطه اوج این جنایات داخلی، به سرکوب خونین قیام سراسری در ژانویه ۲۰۲۶ (دی ماه) بازمی‌گردد. در جریان این اعتراضات که برای دستیابی به آزادی و تغییرات بنیادین ساختاری شکل گرفته بود، ماشین سرکوب حکومت هزاران تن از معترضان، شهروندان بی‌دفاع و حتی تماشاچیان را در خیابان‌ها به خاک و خون کشید.2 بر اساس اذعان تلویحی مراجع داخلی و برآوردهای دقیق نهادهای حقوق بشری بین‌المللی، تنها در جریان کشتارهای هشتم و نهم ژانویه، بالغ بر ۳۰۰۰ نفر در خیابان‌های شهرهای مختلف ایران کشته شده و ده‌ها هزار نفر مجروح گردیدند.38

با آغاز حملات نظامی خارجی در اواخر فوریه، حکومت رویکرد امنیتی خود را برای جلوگیری از شکل‌گیری مجدد هسته‌های مقاومت مردمی به شدت تشدید کرد. مقامات ایرانی با اعمال طولانی‌ترین قطعی سراسری اینترنت و خاموشی دیجیتال در تاریخ کشور، تلاش کردند تا در تاریکی مطلق و به دور از چشم ناظران بین‌المللی، به سرکوب باقیمانده معترضان و پاکسازی فضای سیاسی بپردازند.1

در این فضای به شدت امنیتی شده ناشی از جنگ، رژیم به اجرای یک رشته اقدامات وحشتناک دست زد که ابعاد آن به شرح زیر است:

  • بازداشت‌های فله‌ای و شکنجه: بیش از ۴۰۰۰ مورد بازداشت خودسرانه پس از آغاز جنگ ثبت شده است.37 گزارش‌ها حاکی از فشار بر بیمارستان‌ها برای معرفی مجروحان اعتراضات، ربودن مجروحان از تخت بیمارستان‌ها و انتقال آن‌ها به بازداشتگاه‌های مخوف است که در آنجا از دریافت مراقبت‌های پزشکی محروم مانده‌اند.5
  • خشونت سیستماتیک و تعرض جنسی: مستندات نشان‌دهنده افزایش شدید و معنادار گزارش‌های مربوط به تعرضات جنسی و آزار و اذیت فیزیکی و روانی علیه زنان بازداشتی و معترضان است.4 به عنوان مثال، یک معترض زن به نام «کاملیا» شرایط بازداشت خشونت‌آمیز، آزار جنسی و حبس شدن در سلولی کوچک به همراه یک دختر ۱۶ ساله که از ناحیه صورت هدف گلوله قرار گرفته بود را گزارش داده است.5
  • محرومیت از درمان و مرگ خاموش: حکومت با استفاده از حربه «محرومیت پزشکی»، زندانیان سیاسی را به سوی مرگ خاموش سوق می‌دهد. نمونه بارز این سیاست، ممانعت از دسترسی نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، به مراقبت‌های حیاتی پزشکی پس از بروز حمله قلبی در زندان است.4
  • سرکوب اقلیت‌ها و استفاده از کودکان: اقلیت‌های مذهبی از جمله جامعه بهائیان با موج جدیدی از بازداشت‌ها و حبس در سلول‌های انفرادی روبرو شده‌اند.4 علاوه بر این، سازمان عفو بین‌الملل صراحتاً سربازگیری از میان کودکان توسط نیروهای مسلح ایران را مستند کرده و آن را به عنوان یک جنایت جنگی مستقل معرفی نموده است.1
  • جنگ روانی و پرونده‌سازی تحت عنوان جاسوسی: رژیم با سوءاستفاده از وضعیت جنگی، پروژه‌ای تحت عنوان مقابله با «ستون پنجم» کلید زد.

ده‌ها نفر از جمله اتباع خارجی و شهروندان ایرانی صرفاً به اتهام واهی جاسوسی یا تبادل اطلاعات با شبکه‌های خبری خارج از کشور (تحت عنوان رسانه‌های متخاصم) بازداشت و برای اخذ اعترافات اجباری تلویزیونی تحت شکنجه قرار گرفتند.4

این مجموعه اقدامات، شامل سرکوب و کشتار گسترده و سیستماتیک غیرنظامیان در دی ماه، ناپدیدسازی‌های قهری، اعمال شکنجه‌های قرون وسطایی و حبس‌های خودسرانه، فراتر از نقض حقوق مدنی بوده و مصداق بارز و غیرقابل انکار «جنایت علیه بشریت» (Crimes Against Humanity) تحت حقوق کیفری بین‌المللی محسوب می‌شود.1 حکومت ایران در کشتار هزاران تن از مردم بیگناه، مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده و سردمداران نهادهای سیاسی، قضایی و امنیتی آن می‌بایست از سوی جامعه جهانی به شدیدترین لحن ممکن محکوم شوند.

ماشین اعدام در سایه جنگ: ابزار انتقام و ایجاد رعب

یکی از هولناک‌ترین و مستندترین ابعاد این سرکوب داخلی، افزایش تصاعدی و بی‌سابقه اجرای احکام اعدام با انگیزه‌های سیاسی بوده است. مرکز حقوق بشر ایران (CHRI) در گزارش تحلیلی خود تایید کرده است که حکومت با استفاده از سایه سنگین جنگ و انحراف افکار عمومی جهانی، ماشین اعدام خود را برای انتقام‌گیری از مخالفان سیاسی سرعت بخشیده است.37

تنها در یک بازه زمانی کوتاه شش هفته‌ای (از ۱۷ مارس تا ۲۷ آوریل ۲۰۲۶)، قوه قضائیه جمهوری اسلامی حداقل ۲۲ زندانی سیاسی را به دار آویخته است؛ آماری تکان‌دهنده که معادل یک اعدام سیاسی در هر دو روز کاری است.37 بسیاری از این اعدام‌ها به صورت کاملاً مخفیانه، با محرومیت از حق دادرسی عادلانه (Due Process)، بر پایه اعترافات اخذ شده تحت شکنجه شدید و بدون اطلاع قبلی به خانواده‌ها یا وکلای زندانیان اجرا شده است.30

تفکیک گروهی اعدام‌شدگان سیاسی در بازه شش هفته‌ای (بهار ۲۰۲۶)

مستندات و نام برخی از قربانیان

معترضان بازداشت‌شده در قیام ژانویه ۲۰۲۶ (دی ماه)

۱۰ نفر از جمله: ساسان آزادور جونقانی، عرفان کیانی، امیرعلی میرجعفری، علی فهیم، شاهین واحدپرست، مهدی قاسمی 37

فعالان سیاسی متهم به عضویت در گروه‌های مخالف نظام

۹ نفر از جمله: وحید بنی‌عامریان، پویا قبادی، بابک علی‌پور، محمد تقوی سنگدهی، ابوالحسن منتظر 37

متهمان به جاسوسی و همکاری با دول متخاصم در دوره جنگ

مهدی فرید و کوروش کیوانی (شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی) 37

زندانیان متعلق به اقلیت‌های اتنیکی (بلوچ و کرد)

عامر رامش (جوان ۱۸ ساله بلوچ) 37

روند قضایی منتج به این اعدام‌ها، یک «سیستم انتقام‌جویی دولتی» تمام عیار است. دادگاه‌ها عملاً به نهادهایی نمایشی تبدیل شده‌اند و وکلای مستقل حقوق بشری که تلاش در دفاع از متهمان دارند، خود به اهداف سیستم امنیتی تبدیل می‌شوند. تشکیل پرونده‌های قضایی علیه وکلایی نظیر امیر رئیسیان و میلاد پناهی‌پور در اواخر آوریل ۲۰۲۶، صرفاً به دلیل اطلاع‌رسانی درباره وضعیت موکلانشان، نشان از عزم حکومت برای نابودی کامل حق دفاع حقوقی دارد.37 علاوه بر اعدام‌شدگان، ده‌ها نفر دیگر از جمله معترضان، زنان (مانند مریم هداوند) و کودکان زیر ۱۸ سال (مانند متین محمدی و منصور جعفری) در خطر اعدام قریب‌الوقوع قرار دارند که نیازمند مداخله فوری جامعه جهانی است.37

ضرورت پایان دادن به مصونیت قضایی: پاسخگویی در پیشگاه دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC)

فرهنگ معافیت از مجازات (Culture of Impunity) یکی از بزرگترین موانع تاریخی در مسیر تحقق عدالت جهانی و جلوگیری از تکرار فجایع انسانی است.

فاجعه مضاعفی که امروز بر سر مردم ایران آوار شده—چه از آسمان توسط جنگنده‌های خارجی و چه بر روی زمین توسط جوخه‌های اعدام داخلی—نیازمند یک واکنش قاطع، جامع و حقوقی از سوی نهادهای بین‌المللی است.1

از یک سو، دولت، فرماندهان نظامی و مقامات ارشد سیاسی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، با نقض آشکار و گستاخانه منشور سازمان ملل متحد، نادیده گرفتن حقوق بین‌الملل بشردوستانه و ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت (از جمله کشتار وحشتناک و غیرقابل توجیه کودکان در مدرسه میناب و بمباران سیستماتیک زیرساخت‌های زیستی غیرنظامیان)، تمامی موازین حقوقی و اخلاقی جهانشمول را زیر پا گذاشته‌اند.1

از سوی دیگر، سران حکومت جمهوری اسلامی ایران، به دلیل طراحی و اجرای ماشین کشتار سیستماتیک، اجرای فله‌ای احکام اعدام، شکنجه‌های سازمان‌یافته، خشونت‌های جنسی هدفمند، و قتل‌عام هزاران نفر از معترضان بی‌دفاع و تماشاچیان در جریان اعتراضات سراسری دی ماه ۲۰۲۶، مرتکب فجیع‌ترین مصادیق جنایات علیه بشریت شده‌اند.1 کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد (FFMI) در امور ایران نیز در بیانیه‌های خود بر ضرورت حفظ مستندات جنایات اخیر برای پیگرد قانونی این تخلفات در آینده تاکید ورزیده و خواستار دسترسی نامحدود به مناطق آسیب‌دیده شده است.14

بنابراین، بر اساس اصل صلاحیت جهانی و اساسنامه رم، هر دو گروه از ناقضان حقوق بشر—هم متجاوزان نظامی خارجی و هم سرکوبگران مستبد داخلی—باید بدون هیچ‌گونه تبعیض یا ملاحظات سیاسی، در مقابل دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) در شهر لاهه هلند احضار شده و پاسخگوی اعمال جنایتکارانه خود باشند.1 عدالت، مفهومی گزینشی یا تقسیم‌پذیر نیست؛ جامعه آزاد جهانی نمی‌تواند جنایات یک دیکتاتوری داخلی را به شدت محکوم کند اما در برابر ریخته شدن خون دانش‌آموزان توسط موشک‌های متجاوزان خارجی سکوت یا مماشات اختیار نماید.16 تحقق دادرسی عادلانه، شفاف و بی‌طرفانه در لاهه، تنها راه التیام زخم‌های عمیق ملت ایران، بازگرداندن بازدارندگی به قوانین بین‌المللی و احیای اعتبار نظام حقوقی جهان است.39

چشم‌انداز آینده: در تمنای صلحی پایدار و دموکراتیک

تحلیل جامع مستندات، شاخص‌ها و رویدادها نشان می‌دهد که مردم ایران در تاریک‌ترین و پرتلاطم‌ترین دوران تاریخ معاصر خود، قربانی یک استراتژی دوگانه و ویرانگر شده‌اند. تجاوز نظامی نه تنها ماشین سرکوب رژیم استبدادی را متوقف نکرد، بلکه به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند، بهانه‌ها و بسترهای لازم را برای تشدید خفقان، افزایش سرعت ماشین اعدام و نابودی عاملیت مردمی فراهم آورد. فجایع مضاعفی که در اثر تلاقی بمب‌های هوشمند خارجی و طناب‌های دار داخلی رقم خورده است، لزوم بازنگری اساسی و رادیکال در سیاست‌های مداخله‌جویانه جهانی و رویکرد جامعه بین‌الملل را گوشزد می‌کند.

در پایان این بررسی، همسو با خواسته‌های مکرر، اصولی و انسان‌دوستانه نهادهای معتبر بین‌المللی از جمله سازمان عفو بین‌الملل، اظهار امیدواری عمیق می‌شود که این جنگ خانمان‌سوز و غیرقانونی به طور کامل و بدون قید و شرط پایان یافته و آتش‌بس‌های موقت، شکننده و تاکتیکی جای خود را به یک صلح پایدار، جامع و استراتژیک بدهند.1 صلحی که نه بر اساس منافع قدرت‌های امپریالیستی یا بقای حکومت‌های مستبد، بلکه منحصراً در جهت حفظ جان، کرامت انسانی و منافع استراتژیک مردم ایران بنا شده باشد.

همان‌طور که آگنس کالامار، دبیرکل عفو بین‌الملل، به درستی هشدار داده است، برقراری آتش‌بس نظامی به تنهایی کافی نیست؛ بلکه این آتش‌بس باید با راهکارها و تضمین‌های عملی برای پایان دادن به سرکوب‌های داخلی، اعدام‌ها و بازداشت‌ها همراه باشد وگرنه صرفاً در حد «پانسمانی موقت بر روی یک زخم عمیق و چرکین» باقی خواهد ماند.1

جامعه جهانی، سازمان ملل متحد و تمامی دولت‌های دموکراتیک باید با قاطعیت و بدون هیچ‌گونه استاندارد دوگانه، در برابر این توحش دوگانه (Dual Atrocity) بایستند. از تمامی نهادهای بین‌المللی، مدافعان حقوق بشر و دولت‌های آزاد در سراسر جهان قویاً و جداً خواسته می‌شود که موارد حیاتی زیر را با حداکثر توان سیاسی و حقوقی پیگیری کنند: نخست، توقف کامل، دائمی و تضمین‌شده هرگونه مداخله و تجاوز نظامی که حقوق بنیادین و حق حیات مردم ایران را نقض می‌کند؛ دوم، حمایت قاطع، عملی و مستمر از نهادهای مدنی، جنبش‌های زنان و کارگران در داخل ایران، و به رسمیت شناختن حق خودمختاری (Self-determination) و عاملیت مردمی (Popular Agency) آن‌ها برای دستیابی به تغییرات بنیادین و تدوین یک قانون اساسی جدید، سکولار و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر 1؛ و سوم، پایان دادن قطعی به مصونیت قضایی و کشاندن متجاوزان نظامی و ناقضان حقوق بین‌الملل (از جمله مقامات آمریکایی و اسرائیلی) و همچنین سردمداران سرکوبگر و جنایتکار حکومت ایران به پیشگاه دادگاه‌های بین‌المللی.1

تنها از مسیر اجرای بی‌قید و شرط عدالت، احترام به اراده و عاملیت ملی، و پایان دادن به مداخلات مخرب خارجی است که می‌توان به طلوع آزادی، احیای جامعه مدنی و استقرار یک نظام مبتنی بر حقوق بشر و دموکراسی پایدار در ایران امیدوار بود. این رسالت تاریخی، نیازمند اراده‌ای جهانی و همبستگی راستین با مردمی است که برای زندگی، آزادی و صلح، هزینه‌های بی‌شماری پرداخته‌اند.

Referenzen

  1. Naher Osten: Amnesty International fordert dauerhaften …, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.amnesty.ch/de/laender/iran/amnesty-international-fordert-dauerhaften-waffenstillstand-zum-schutz-der-zivilbevokerung
  2. Trapped between unlawful attacks by the USA/Israel and internal …, Zugriff am Mai 1, 2026, https://reliefweb.int/report/iran-islamic-republic/trapped-between-unlawful-attacks-usaisrael-and-internal-deadly-repression-people-iran-face-dual-atrocity-risks
  3. TRAPPED BETWEEN UNLAWFUL ATTACKS BY THE USA/ISRAEL AND INTERNAL DEADLY REPRESSION – Amnesty International UK, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.amnesty.org.uk/documents/5654/Trapped_between_unlawful_attacks.pdf
  4. Trapped between unlawful attacks by the USA/Israel and internal deadly repression: People in Iran face dual atrocity risks – Amnesty International, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/0883/2026/en/
  5. Ceasefire Outside, Brutality Inside, Iran Accused Of R*pe, Secret Executions Inside Prisons | VERTEX, Zugriff am Mai 1, 2026,
  6. Dr. Arian: Neither Foreign Powers nor Clerical Elites Represent the Iranian People – ECPS, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.populismstudies.org/dr-arian-neither-foreign-powers-nor-clerical-elites-represent-the-iranian-people/
  7. Racism in Stereo: Imperialist Militarism and the “Left” Erasure of Iranian Struggle – REBEL, Zugriff am Mai 1, 2026, https://rebelnews.ie/2026/01/30/racism-in-stereo-imperialist-militarism-and-the-left-erasure-of-iranian-struggle/
  8. 2026 Minab school attack – Wikipedia, Zugriff am Mai 1, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/2026_Minab_school_attack
  9. USA/Iran: Those responsible for deadly and unlawful US strike on school that killed over 100 children must be held accountable – Amnesty International, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.amnesty.org/en/latest/news/2026/03/usa-iran-those-responsible-for-deadly-and-unlawful-us-strike-on-school-that-killed-over-100-children-must-be-held-accountable/
  10. Iran says Minab school strike death toll 155: state TV, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.bssnews.net/international/382101
  11. Was the Attack on an Iranian Primary School a War Crime?, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.hrw.org/news/2026/04/20/was-the-attack-on-an-iranian-primary-school-a-war-crime
  12. Deadly bombing of Iran primary school ‚a grave violation of humanitarian law‘: UNESCO, Zugriff am Mai 1, 2026, https://news.un.org/en/story/2026/03/1167063
  13. Over 100 International Law Experts Warn: U.S. Strikes on Iran Violate UN Charter and May Be War Crimes – Just Security, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.justsecurity.org/135423/professors-letter-international-law-iran-war/
  14. Iran: Grant International Criminal Court Jurisdiction Over Apparent Crimes – DAWN, Zugriff am Mai 1, 2026, https://dawnmena.org/iran-grant-international-criminal-court-jurisdiction-over-apparent-crimes/
  15. Questions and Answers: US, Israel, Iran, and the Laws of War | Human Rights Watch, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.hrw.org/news/2026/04/08/questions-and-answers-us-israel-iran-and-the-laws-of-war
  16. An Abdication of Legal and Historical Responsibility – Verfassungsblog, Zugriff am Mai 1, 2026, https://verfassungsblog.de/an-abdication-of-responsibility/
  17. Partners in Crime: The US and Israel’s War Against Iran and the UN Charter – PassBlue, Zugriff am Mai 1, 2026, https://passblue.com/2026/04/02/partners-in-crime-the-us-and-israels-war-against-iran-and-the-un-charter/
  18. Trump’s chaotic war on Iran has dragged into its sixth week because he is fighting an adversary he doesn’t understand, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.theguardian.com/commentisfree/2026/apr/06/donald-trump-us-israel-war-iran-sixth-week
  19. Bluster Without Strategy: Trump’s Ill-Fated Iran War, Zugriff am Mai 1, 2026, https://indepthnews.net/bluster-without-strategy-trumps-ill-fated-iran-war/
  20. WATCH: Asked what U.S. needs to do to end Iran war, Trump says ‚more of the same‘ – PBS, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.pbs.org/newshour/politics/watch-asked-what-u-s-needs-to-do-to-end-iran-war-trump-says-more-of-the-same
  21. Iran: On Power, Inheritance, and the Disciplining of Women’s Bodies – The Freethinker, Zugriff am Mai 1, 2026, https://freethinker.co.uk/2026/01/iran-on-power-inheritance-and-the-disciplining-of-womens-bodies/
  22. Night of the Two Suns | Online Only | n+1 | Iman Ganji and Bahar Noorizadeh, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.nplusonemag.com/online-only/online-only/night-of-the-two-suns/
  23. After Khamenei: Operation Epic US–Iran Stalemate? – Arab Center Washington DC, Zugriff am Mai 1, 2026, https://arabcenterdc.org/resource/after-khamenei-operation-epic-us-iran-stalemate/
  24. Trump launches fresh attack on Merz after threatening US troop reduction in Germany – as it happened, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.theguardian.com/world/live/2026/apr/30/europe-germany-troops-trump-threat-iran-eu-france-latest-news-updates
  25. US-Israel Strikes on Iran: Experts React to the Fallout – ORF Middle East, Zugriff am Mai 1, 2026, https://orfme.org/expert-speak/us-israel-strikes-on-iran-experts-react-to-the-fallout/
  26. Michael McFaul | Hoover Institution, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.hoover.org/profiles/michael-mcfaul
  27. 45-day ceasefire proposal and strategic consideration – Mehr News Agency, Zugriff am Mai 1, 2026, https://en.mehrnews.com/news/243321/45-day-ceasefire-proposal-and-strategic-consideration
  28. The Geometry of Regime Change in Iran, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.ncr-iran.org/en/news/economy/the-geometry-of-regime-change-in-iran/
  29. Research briefing: People in Iran face dual atrocity risks | Amnesty International UK, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.amnesty.org.uk/knowledge-hub/all-resources/research-briefing-people-in-iran-face-dual-atrocity-risks/
  30. Widespread Arrests Following the January 2026 Uprising in Iran, Zugriff am Mai 1, 2026, https://iran-hrm.com/2026/02/05/widespread-arrests-following-the-january-2026-uprising-in-iran/
  31. Iran After Khamenei – Boston Review, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.bostonreview.net/articles/iran-after-khamenei/
  32. Iranians across North America take to the streets for – and against – strikes – CTV News, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.ctvnews.ca/world/article/iranians-across-north-america-take-to-the-streets-for-and-against-strikes/
  33. The Unbearable Lightness of Whitewashing the Crimes Against Humanity of the Islamic Republic of Iran | FairPlanet, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.fairplanet.org/op-ed/the-unbearable-lightness-of-whitewashing-the-crimes-against-humanity-of-the-islamic-republic-of-iran/
  34. Some Iranian perspective : r/behindthebastards – Reddit, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.reddit.com/r/behindthebastards/comments/1rm69md/some_iranian_perspective/
  35. Reactions to the 2026 Iran war – Wikipedia, Zugriff am Mai 1, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Reactions_to_the_2026_Iran_war
  36. 750 Freedom for iran, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.shutterstock.com/ko/editorial/video/search/freedom-for-iran
  37. Iran’s Execution Machine: Political Hangings Surge as Dozens Face …, Zugriff am Mai 1, 2026, https://iranhumanrights.org/2026/04/irans-execution-machine-political-hangings-surge-as-dozens-face-imminent-death/
  38. TRAPPED BETWEEN ARMED CONFLICT AND DEADLY REPRESSION – Amnesty International, Zugriff am Mai 1, 2026, https://www.amnesty.be/IMG/pdf/20260429_rapport_iran_trapped_between_armed_conflict_and_deadly_repression.pdf
  39. Middle East: World leaders must centre protection of civilians and agree an enduring and sustainable ceasefire, Zugriff am Mai 1, 2026, https://amnesty.org.au/middle-east-world-leaders-must-centre-protection-of-civilians-and-agree-an-enduring-and-sustainable-ceasefire/