ضرورت انسجام و کفتگوی ملی در ایجاد یک پیمان اجتماعی نوین

جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و ورود مستقیم آمریکا به میدان، ایران را وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از بحران‌های به‌ هم ‌پیوسته کرد: بحران مشروعیت سیاسی، اقتصاد، محیط‌زیست، مهاجرت نخبگان، فقر گسترده، انزوای ژئوپلیتیک و فروپاشی سرمایه اجتماعی به شکلی هم افزا عمل کرده اند.برای مثال طبق گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل (Transparency International) ایران از نظر شاخص فساد و حکمرانی، در میان کشورهای پایین ‌رتبه قرار دارد و این امر باعث کاهش اعتماد عمومی شده است. از سوی دیگر، جنگ‌های منطقه‌ای و رقابت‌های نیابتی با اسرائیل و آمریکا منجر به تهدیدهای خارجی و تضعیف امنیت ملی گردیده است. در این شرایط بحرانی، نه شعارهای حکومتی کارساز است و نه الگوهای پوسیده‌ی سلطه و سرکوب. با این‌حال، جامعه‌ی ایران – با همه‌ی رنج‌ها – نشان داده که از انسجام و بلوغ کافی برای گذار مسالمت‌آمیز برخوردار است . زمان آن رسیده که بر پایه‌ی وفاق ملی، گفت‌وگویی فراگیر و صلح‌جویانه شکل گیرد، گفت‌وگویی که به جای «تغییر رژیم از بیرون»، بر«گذار دموکراتیک از درون» مبتنی باشد.

ریشه‌های بحران  بن‌بست ساختاری و انحصار قدرت:

بیانیه‌های میرحسین موسوی و اقتصاددانان مستقل به‌ درستی تأکید می‌کنند که بحران‌ها در ایران، ریشه درساختار غیر پاسخگو، انحصاری و ناکارآمد جمهوری اسلامی دارد.  ساختاری که از قانون، عدالت و نمایندگی جمهور مردم تهی شده و بقای خود را بر سیاست‌های ماجراجویانه منطقه ای،سرکوب داخلی، اقتصاد رانتی و امنیتی‌سازی گسترده  در ابعاد مختلف زندگی شهروندان بنا نهاده است  . در این میان راه‌حل‌هایی مانند بازنگری قانون اساسی، تشکیل مجلس مؤسسان، خروج نظامیان از اقتصاد و بازسازی نظام حکمرانی حول مشارکت ملی، از ضروری‌ترین گام‌ها برای بازگشت به مسیر عقلانیت و توسعه به شمار می‌آیند.

جامعه مدنی؛ بازیگر اصلی تغییر

بر خلاف تصویر غالب، جامعه مدنی ایران هنوز زنده است: از زنان و دانشجویان تا کارگران معلمان، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان و فعالان حقوق بشر و محیط زیست،ظرفیت‌های این جامعه – هرچند سرکوب‌شده – می‌تواند با همگرایی حول اهداف مشترک مانند رفع تبعیض، آزادی بیان، عدالت اجتماعی و حاکمیت قانون به یک نیروی تغییر تبدیل شود.

گام‌هایی ضروری که می توانند برای آغاز فرآیند گذار موثر واقع شوند. تجربهٔ کشورهای موفقی مانند تونس، لهستان، شیلی و آفریقای جنوبی نشان می‌دهد که گذار آرام از طریق اصلاحات ساختاری و مشارکت ملی امکان‌پذیر است.

راهکارهای کم‌هزینه و مسالمت‌آمیز درون کشور عبارت‌اند از:

  1. توسعه شبکه‌های اجتماعی و مجازی مستقل برای ترویج مفاهیم گفت‌وگو، همبستگی خشونت‌پرهیزی و دموکراسی
  2. ایجاد جبهه‌های صنفی و مدنی هماهنگ از اصناف، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و فعالان حقوق زنان
  3. برگزاری کارزارهای نمادین هم‌گرایی ملی، مانند مراسم‌های اعتراضی غیرمتمرکز راهپیمایی‌های سکوت یا تریبون‌های آزاد
  4. طرح مطالبه‌ی ملی برای همه‌پرسی قانون اساسی، با الهام از پیشنهادات نیروهای اصلاح‌طلب مستقل و ملی‌گرایان دموکرات
  5. تشکیل شوراهای مردمی در سطح محلات، شهرها و استان‌ها، برای برگزاری گفت‌وگوهای عمومی درباره آینده ایران

مطالبات مردمی و ضرورت آزادی زندانیان سیاسی

یکی از اصلی‌ترین و فوری‌ترین مطالبات مردم ایران، آزادی بی‌قید و شرط همه زندانیان سیاسی عقیدتی، صنفی و مدنی است. این خواست، نه تنها یک مطالبه‌ی حقوق بشری، بلکه پیش‌شرطی اساسی برای آغاز هر گونه گفت‌وگوی ملی و بازیابی در اعتماد عمومی است. بر اساس گزارش‌های سازمان دیده‌بان حقوق بشر، هزاران کنشگر مدنی بدون هیچ اقدام خشونت‌آمیز، تنها به دلیل دفاع از حقوق انسانی، در زندان هستند. مطالبهٔ آزادی آنان شرط اولیهٔ بازسازی اعتماد و آغاز گفت‌وگوی ملی است.

تا زمانی که صدای آنان خاموش و حق مشارکت آزادانه در تعیین سرنوشت از مردم سلب شده باشد، هیچ ادعایی درباره‌ی اصلاح، گذار یا حتی گفت‌وگو، معنا و مشروعیت نخواهد داشت. آزادی این زندانیان نخستین گام برای بازسازی سرمایه اجتماعی، پایان دادن به فضای رعب و وحشتو ایجاد بستر اعتماد برای ورود نخبگان و نیروهای مردمی به فرآیند گفت‌وگو و تحول است.

برای مثال گزارش Amnesty International  از شرایط بحرانی زندان اوین پس از حملات هوایی و نقض حقوق زندانیان سیاسی پرده برداشته است. مرکز CHRI  نیز هشدار داده که جان زندانیان در معرض خطر فوری قرار دارد. و کمپین CFPPI  نیز با حمایت بیش از ۵۰ سازمان حقوق بشری، خواستار توقف اعدام‌ها و آزادی فوری زندانیان سیاسی شده است.

این مطالبه باید محور انسجام همه نیروهای دموکرات داخل و خارج کشور قرار گیرد، چرا که گذار دموکراتیک بدون مشارکت آزادانهٔ آنان، مشروعیت خود را از دست خواهد داد.

نقش اپوزیسیون دموکرات در خارج کشور

اپوزیسیون در تبعید، اگرچه از قدرت عملی در میدان داخل بی‌بهره است، اما می‌تواند نقش‌آفرینی حیاتی در زمینه‌های زیر داشته باشد:

  1. تسهیل‌گر گفت‌وگوهای ملی و کمک به تنظیم میثاق سیاسی نوین، از طریق ایجاد پلتفرم‌های دیجیتال آزاد
  2. جذب حمایت بین‌المللی برای آزادی زندانیان سیاسی، انتخابات آزاد و پایان سرکوب
  3. تدوین نقشه‌راه گذار دموکراتیک همراه با مشورت نخبگان و شخصیت‌های مستقل داخلی
  4. مقابله با روایت‌های افراط‌گرایانه و جنگ‌طلبانه چه از سوی گروه‌های متکی به بیگانه  و تجزیه‌طلب و چه از سوی جریان‌های دینی افراطی
  5. پشتیبانی رسانه‌ای و حقوقی از کنشگران داخل کشور و برقراری پل ارتباطی میان نیروهای مدنی داخل و جهان آزاد

نقش نخبگان جامعه ایران در گذار دموکراتیک

در شرایط بحرانی کنونی، نخبگان فکری، دانشگاهی، و حرفه‌ای ایران می‌توانند نقش کلیدی در شکل‌گیری یک تحول واقعی ایفا کنند. این نخبگان شامل استادان دانشگاه، پژوهشگران، هنرمندان، پزشکان، و متخصصان حوزه‌های مختلف هستند که با وجود فشارهای سیاسی، همچنان از اعتبار اجتماعی و ظرفیت تأثیرگذاری برخوردارند.

امکانات و ظرفیت‌ها:

  • تولید گفتمان عقلانی و دموکراتیک از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و نشست‌های علمی.
  • تسهیل گفت‌وگوی ملی با ایجاد پل ارتباطی میان گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی.
  • ارائه نقشه‌راه گذار با بهره‌گیری از تجربه‌های جهانی و بومی در زمینهٔ اصلاحات ساختاری.
  • مشارکت در دیپلماسی عمومی برای جلب حمایت بین‌المللی از مطالبات مردمی.

برای مثال مطالعهٔ WANA News  بر نقش نخبگان در دیپلماسی راهبردی و تأثیرات فرهنگی تأکید دارد، و Iran Daily نیز لزوم مشارکت نخبگان در طراحی سیاست خارجی را تحلیل می‌کند.

وطن‌دوستی دموکراتیک: نه به جنگ، نه به انفعال

ملت ایران با وجود نارضایتی از وضعیت حاکم، در برابر تجاوز خارجی متحد ایستاد. این رفتار نشانه‌ای از یک وطن‌دوستی دموکراتیک در حفظ جان، کرامت، آزادی و آینده کشور بدون توسل به خشونت یا انفعال است.

نجات ایران از مسیر مشارکت، گفتگو در یک قرارداد اجتماعی نوین

نجات ایران در گروی عبور از منازعات فرسایشی، افراط‌گرایی، و ساختارهای پوسیده‌ایست‌که توان پاسخگویی به نیازهای جامعه را ندارند. مسیر جایگزین، گفت‌وگوی ملی‌ست که باید بر پایهٔ خرد و عاملیت جمعی در یک قرارداد اجتماعی بنا شود.

گفت‌وگوی ملی نباید و نمی تواند در انحصار جناح یا ایدئولوژی خاصی قرار گیرد.  این فرآیند باید بر حداقل های مشترک بنا شود:  صلح، آزادی، عدالت اجتماعی، رفاه عمومی و کرامت انسانی. اگر این بذرها در دل جامعه کاشته شوند، خودبه‌خود ساختار کهنه فرو می‌ریزد، نه با جنگ، که با اراده‌ای جمعی. آینده ایران به آن وابسته است که ما از مرز نفرت، کینه، جنگ‌طلبی و انفعال عبور کنیم و مسیر همبستگی، عقلانیت و مشارکت را در پیش گیریم.