دیالکتیک مقاومت در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴

چرا طبقه بی‌ثبات شهری در برابر ساختار سخت قدرت به خطرناک‌ترین کنشگر سیاسی ایران تبدیل شد. بررسی عاملیت سوژه معترض و روایت جامعه‌ای که از دل سوگ، تاب‌آوری فعال ساخت.

مقدمه: تبارشناسی یک نارضایتی انباشته و ظهور اعتراضات فرسایشی

تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در طول یک دهه گذشته، شاهد شکل‌گیری چرخه‌های متناوب، متراکم و تشدیدشونده‌ای از خیزش‌های مردمی بوده است. این چرخه‌ها که از دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ با تمرکز بر بحران‌های معیشتی آغاز شدند، در پاییز ۱۴۰۱ با جنبش «زن، زندگی، آزادی» به یک نقطه عطف گفتمانی و هویتی دست یافتند و نهایتاً در دی‌ماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) فاز جدیدی از کنشگری رادیکال شهری را به نمایش گذاشتند1. در این مقطع تاریخی، جامعه‌شناسی سیاسی ایران با پدیده‌ای روبه‌رو است که از آن با عنوان «اعتراضات فرسایشی» یاد می‌شود؛ فرآیندی که در آن انباشت مطالبات حل‌نشده، فقدان اصلاحات ساختاری، تقلیل سرمایه اجتماعی و ناکارآمدی نهادهای حکومتی در مدیریت کشور، به فرسودگی روانی و سیاسی همزمان در ساختار حاکمیت و بدنه جامعه منجر شده است2.

خوانش‌های تقلیل‌گرایانه و تک‌بعدی، غالباً این اعتراضات را به محرک‌های صرفاً اقتصادی، امنیتی یا «جوزدگی» و هیجانات کاذب دوران بلوغ تقلیل داده‌اند2. حال آنکه پویایی‌ این خیزش‌ها نشان می‌دهد که بحران‌های معیشتی در ایران همواره با مطالبات هویتی، فرهنگی و سیاسی درهم‌تنیدگی ارگانیک دارند1. بررسی دقیق ساختار این اعتراضات، به‌ویژه از طریق تحلیل ردپای دیجیتال معترضان و کالبدشکافی ذهنیت جان‌باختگان این وقایع، اثبات می‌کند که کنش سوژه‌های معترض نه حاصل تقلید کورکورانه، بلکه نتیجه تکامل منطقی یک نارضایتی عمیقِ انباشته‌شده در طول زمان و محصول مواجهه روزمره با «شوک‌های سیاسی» بوده است2.

این مقاله، با اتکا به مطالعات میدانی، تحلیل‌های شبکه‌ای، چارچوب‌های نظری پیرامون «ناجنبش‌ها»، جامعه‌شناسی احساسات و نقش خرده‌فرهنگ‌های اعتراضی نظیر رپ فارسی، به کالبدشکافی ذهنیت و عینیت سوژه‌های معترض در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ می‌پردازد. هدف این پژوهش، ارائه یک تصویر جامع و علمی از مکانیسم‌هایی است که به واسطه آن‌ها، توده‌های محروم و طبقه بی‌ثبات‌ شهری (Precariat) توانسته‌اند عاملیت خود را در برابر ساختارهای مسلط بازتولید کنند.

مبانی نظری: از ناجنبش‌های اجتماعی تا سیاست زندگی روزمره

برای تبیین نظری رفتار معترضان در ساختارهای پیچیده خاورمیانه، الگوهای کلاسیک احزاب، سازمان‌های سیاسی و جنبش‌های اجتماعی غربی غالباً ناکارآمد بوده‌اند4. در این راستا، تئوری‌ها و مفاهیم «ناجنبش‌ها» (Non-movements) و «پیشروی آرام» (Quiet Encroachment)، چارچوب تحلیلی دقیق‌تری را برای درک تحولات اخیر ایران ارائه می‌دهند4.

در این تعریف، ناجنبش‌ها، کنش‌های جمعیِ فعالانِ غیرجمعی هستند. این مفهوم به برآیند رفتارهای پراکنده، محتاطانه، مستمر و روزمره میلیون‌ها فرد عادی اشاره دارد که بدون داشتن رهبری واحد یا ایدئولوژی متمرکز، به صورت هماهنگ تغییرات کلان ساختاری را به سیستم تحمیل می‌کنند4. نسل معترض دی‌ماه ۱۴۰۴، به مثابه یک طبقه خطرناکِ جدید و بی‌ثبات‌ (Precariat)، به جای درگیری در قالب تشکل‌های حزبی که امکان سرکوب آن‌ها بسیار بالاست، مبارزه سیاسی را نه بعنوان «کسب قدرت» بلکه بعنوان «زندگی به مثابه سیاست» را انتخاب کرده‌اند5.

پیشروی آرامِ این طبقه، شامل فتح سنگر به سنگر فضاهای عمومی شهری، زیر پا گذاشتن هنجارهای تحمیلی (نظیر حجاب اجباری)، و خلق فضاهای جدیدی برای زیستن است که مستقیماً هژمونی اخلاقی و سیاسی دولت‌های خودکامه را به چالش می‌کشد5. این نسل، برای بهبود زندگی خود و دستیابی به حقوق بنیادین، مستقیماً دست به کار می‌شود و نیازمند صدور بیانیه یا منتظر ظهور رهبران کاریزماتیک نمی‌ماند4. استمرار و تکثر پوشش‌های اختیاری در سطح شهرهای بزرگ پس از وقایع ۱۴۰۱ و امتداد آن تا ۱۴۰۴، نمونه بارزی از موفقیت استراتژی ناجنبش‌هاست؛ رویکردی که در آن نفسِ زنده بودن و سبک زندگی به ابزار اصلی مبارزه تبدیل شده است5.

شناخت فرم و مجموعه «جان‌های دیماه»: روش‌شناسی و کشف شبکه‌ای

شناخت دقیق یک خیزش اجتماعی، نیازمند شناسایی دقیق کنشگران میدانی آن است. یکی از مهم‌ترین و مستندترین تلاش‌ها برای هویت‌بخشی به اعداد سرد و بی‌روحِ جان‌باختگان اعتراضات، پروژه پژوهشی-جامعه‌شناختی «جان‌های ماه دی» به قلم ابوالفضل حاجی‌زادگان، پژوهشگر اجتماعی، است که در خرداد ۱۴۰۵ (ژوئن ۲۰۲۶) در وب‌سایت تحلیلی «مشق نو» منتشر شد3. این پژوهش میدانی و تجربی، رویکردی پدیدارشناسانه و شبکه‌محور را برای درک جهان‌بینی قربانیان اتخاذ کرده است.

پژوهشگر با استفاده از استراتژی «کشف شبکه‌ای چندبعدی» (Multi-path network discovery) و تحلیل محتوای میدانی، به واکاوی اکانت‌های اینستاگرام جان‌باختگان و حلقه‌های نزدیک آنان پرداخته است3. از میان مجموعه آمار شناسایی‌شده ۹۵۷ نفر از کشته‌شدگان دی‌ماه ۱۴۰۴، تعداد ۴۷۷ حساب کاربری شخصی یافت شد که ۳۰۶ مورد از آن‌ها عمومی (Public) بوده و امکان تحلیل عمیق و میدانی ۷,۹۲۶ پست اینستاگرامی منتشرشده بین سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۴ را فراهم آورده است3.

یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده تغییرات معناداری در ترکیب و پراکندگی جغرافیایی معترضان است که ساختار طبقاتی و نسلی اعتراضات را روشن می‌سازد. در جدول زیر، خلاصه‌ای از فرم و ساختار اجتماعی معترضان ارائه شده است:

شاخص جمعیت‌شناختی

شرح یافته‌های آماری و تحلیل ساختاری (مبتنی بر پژوهش جان‌های دیماه ۱۴۰۴)

پراکندگی جغرافیایی

جان‌باختگان متعلق به ۱۲۰ شهرستان مختلف در سراسر ایران بوده‌اند. استان تهران با ۳۲٪، اصفهان با ۱۳٪ و البرز با ۱۲٪ بیشترین سهم را داشته‌اند. در سطح شهری: تهران ۲۳٪، کرج ۸٪، اصفهان ۶٪، مشهد ۴٪ و رشت ۴٪ پراکندگی داشته‌اند. این گستردگی نشان‌دهنده خروج اعتراضات از مرکزیت پایتخت و درگیری عمیق حاشیه‌ها و شهرستان‌های صنعتی است3.

توزیع سنی

ساختار سنی به شدت متمایل به نوجوانان و جوانان است. تقریباً دوسوم (۶۶ درصد) جان‌باختگان، سنی برابر با ۳۰ سال یا کمتر داشته‌اند که تاییدکننده نقش محوری نسل Z (دهه هشتادی‌ها) در این خیزش است3.

توزیع جنسیتی

با وجود تسلط تاریخی مردان بر فضای فیزیکی و پرخطر خیابان در خاورمیانه، سهم زنان جان‌باخته از ۹ درصد در اعتراضات ۱۴۰۱ به ۱۳ درصد در اعتراضات ۱۴۰۴ افزایش یافته است. این داده تجربی، فرضیه‌های مبنی بر افول مشارکت زنان پس از فروکش کردن ظاهری جنبش مهسا را باطل می‌کند3.

پایگاه شغلی و طبقاتی

فراوان‌ترین گروه شغلی متعلق به دانش‌آموزان و دانشجویان بوده است. مشاغل دولتی سهمی نزدیک به صفر داشته‌اند. اکثریت جان‌باختگان در بخش خصوصی یا غیررسمی، در مشاغل مشتری‌محور (Customer-based) مانند آرایشگر، باریستا، تتوکار، مکانیک، فروشنده و مربی باشگاه فعالیت می‌کردند. با این حال، حضور متخصصانی چون دندانپزشک، وکیل، استاد دانشگاه، بازیگر تئاتر و موزیسین نیز مشهود بوده است3.

این داده‌ها نشان می‌دهد که سوژه معترض در دی‌ماه ۱۴۰۴، متعلق به بخش پویای جامعه است که حیات اقتصادی و اجتماعی وی مستقیماً به بازار آزاد و تعاملات روزمره با شهروندان وابسته است. ترکیب طبقه فرودستِ کارگر با متخصصان طبقه متوسط، اثبات می‌کند که اعتراضات از حالت صنفی خارج شده و به یک ائتلاف نانوشتهِ فراطبقاتی علیه ناکارآمدی ساختاری حکومت تبدیل شده است3.

چرخش پارادایمی در جامعه‌شناسی احساسات: از «سوگ جمعی» تا «تاب‌آوری فعال»

احساسات و عواطف، برخلاف تصورات خرد پرداز  کلاسیک، مشوق و مسبب اصلی در تکوین و تداوم جنبش‌های اعتراضی هستند. جامعه‌شناسی احساسات (Sociology of Emotions) نشان می‌دهد که چگونه هیجاناتی نظیر غم، ترس، خشم و امید در سطح کلانِ اجتماعی برساخت می‌شوند و انرژی لازم برای بسیج سیاسی را فراهم می‌آورند11.

حوادث خونین سال‌های گذشته و از دست رفتن جان‌های بی‌شمار، جامعه ایران را در وضعیت «سوگ جمعی» (Collective Grief) قرار داده است؛ وضعیتی که در آن یک فقدان معنادار، نه تنها افراد آسیب‌دیده، بلکه روان و انسجام کل جامعه را هدف قرار می‌دهد12. در چنین شرایطی، جامعه تجربه‌ای مشترک از افسردگی، ناامیدی و خشم را از سر می‌گذراند و در صورت عدم مداخله و شفای این زخم‌ها، شکاف میان ملت و دولت به مرحله بی‌بازگشتی می‌رسد12.

با این وجود، تحلیل محتوای ۷,۹۲۶ پست اینستاگرامی در پژوهش «جان‌های دیماه» پرده از یک تحول شگرف روان‌شناختی و عاطفی در فاصله سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ برمی‌دارد. در حالی که در پس‌لرزه‌های سال ۱۴۰۱، جامعه در تسخیر «غم منفعلانه» و اندوهی فلج‌کننده قرار داشت، تا سال ۱۴۰۴ میزان تمایل به اعتراض به همان شدت باقی ماند، اما غم منفعلانه کاهش یافت و جای خود را به مفهوم قدرتمندی تحت عنوان «تاب‌آوری فعال» (Active Resilience) داد3.

در ادبیات جامعه‌شناسی بحران، تاب‌آوری اجتماعی صرفاً به معنای مقاومت انفعالی و بازگشت به حالت اولیه نیست، بلکه ظرفیت تبدیل، تطبیق‌ هوشمندانه، تنظیم هیجان و توان مقابله با تنش‌های ساختاری برای بازتولید عاملیت است14. این تاب‌آوری با تلفیق راهبردهای روان‌شناختی (نظیر بازسازی شناختی و کنترل هیجان) و حمایت‌های شبکه‌ای، به افراد اجازه می‌دهد تا زیر شدیدترین فشارهای سیستماتیک، انسجام شخصیتی خود را حفظ کنند14.

بررسی متون و بیوگرافی‌های (Bio) صفحات اینستاگرامی جان‌باختگان این تغییر پارادایم را با وضوحی دردناک اما باشکوه نشان می‌دهد. این متون، مانیفست‌های مکتوبِ نسلی هستند که مرگ را زندگی کرده‌اند:

  • حسین طهرانچی (۳۱ ساله، کشته‌شده در نارمک در ۱۸ دی ۱۴۰۴) در بیوگرافی خود نوشته بود: «اگر نبودم، مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم.»3. این جمله، تبلور غلبه بر ترس از مرگ و تلاش برای جاودانگی از طریق خلق معانی زیبایی‌شناختی است.
  • محمد جباری بازتابی از انگیزه توسعه فردی و مسئولیت‌پذیری در برابر سرنوشت را این‌گونه ثبت کرده است: «زندگی با تغییر خودمان بهتر می‌شود نه شانس؛ #انرژی_مثبت #انگیزشی_موفقیت»3.
  • امیر حیدردوست در کپشن عکسی خندان به وضوح مفهوم استقامتِ پسا-امید را تئوریزه کرده است: «تو باید جرأت ادامه دادن داشته باشی نه امید رسیدن.»3. این گزاره دقیقاً همراستا با فلسفه مقاومت در شرایط استیصال است.
  • رزیتا رخ‌زاده ملقب به دختر مکانیک، با به چالش کشیدن مضاعف ساختارهای مردسالارانه خاورمیانه و جبر جغرافیایی نوشت: «ما یک شانس برای زندگی داشتیم و شدیم زنی در خاورمیانه! سعادتمندانه نبود، ولی جسورانه بود… #مکانیک #زن #دختر_فنی»3.

این مستندات اثبات می‌کنند که کنشگران حاضر در خیابان، قربانیانی منفعل، جوزده یا افرادی ناامید و افسرده نبوده‌اند. آن‌ها با آگاهی کامل از شرایط جبرآلود، «جسارت»، «رشد فردی» و «حفظ عاملیت» را به‌عنوان الگوی زیست فردی خود انتخاب کرده بودند. در کنار این تاب‌آوری، استفاده از مکانیسم‌های «نارضایتی طنزآمیز» (Humorous Dissatisfaction) برای مقابله روانی با حجم وسیع سرکوب و انسداد، در صفحات مجازی این نسل بسیار مشهود بوده است3.

خرده‌فرهنگ‌ها به مثابه مانیفست مقاومت: رپ فارسی و مرجعیت‌سازی نوین

یکی از کلیدی‌ترین یافته‌های پژوهش‌های جامعه‌شناختی اخیر، جابجایی مراجع قدرت نرم و جایگزینی سلبریتی‌های سنتی با «اینفلوئنسرهای ارگانیک» و الگوهای خرده‌فرهنگی است3. در تحلیل شبکه‌ایِ اکانت‌های کشته‌شدگان دی‌ماه، یک «مرجعیت با نفوذ بالا» (High-influence cluster) شناسایی شد که ویژگی اصلی آن‌ها برخورداری از کهن‌الگوهای «قوی، مبارز، قابل‌اتکا و میهن‌پرست» است3. در این میان، در کنار ورزشکارانی نظیر علی دایی، علی کریمی، رسول خادم و هادی چوپان، «رپرهای فارسی» به عنوان اصلی‌ترین رهبران گفتمانی و مفسر ‌بندهای احساسی این نسل ظهور کرده‌اند3.

موسیقی رپ زیرزمینی در ایران، که در ابتدا به عنوان تقلیدی از موسیقی اعتراضی سیاه‌پوستان آمریکا (موسیقی گتویی) آغاز شد، در گذر دو دهه گونه ای کاملاً بومی به خود گرفته است18. این گونه موسیقی از اواسط دهه هشتاد خورشیدی به ابزاری برای به چالش کشیدن فرهنگ مسلط و ساختارهای محدودکننده حاکمیت تبدیل شد و نشان‌دهنده رشد چشمگیر فردیت در جامعه ایران است19. پژوهش‌های کیفی در زمینه موسیقی رپ فارسی نشان می‌دهند که مضامین این ترانه‌ها همواره بازتاب‌دهنده معضلات کلان اجتماعی نظیر فقر، اعتیاد، طلاق، روسپی‌گری، بیکاری، کار کودکان، خودکشی و خفقان سیاسی بوده‌اند20.

خیزش مهسا در پاییز ۱۴۰۱ نقطه عطفی بود که در آن رپ فارسی از حاشیه و فضای زیرزمینی به متن جامعه آمد و به «راوی بدون سانسورِ مبارزه نسل جوان برای آزادی» تبدیل شد17. اشعار هنرمندانی چون یاس، هیچکس، رضا پیشرو، بهرام، علی سورنا و شایع، به مانیفست مقاومت، خشم، اندوه و تاب‌آوری معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ بدل گشتند3. رپ اعتراضی با عریان‌سازی خشونت سیستماتیک و دهن‌کجی آشکار به الیگارشی حاکم، وجدان بیداری بود که نمی‌پذیرفت از درد جامعه نگوید17.

ابعاد تاثیرگذاری موسیقی رپ اعتراضی

تحلیل کارکردی در خیزش‌های شهری (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴)

شکستن هژمونی جنسیتی و مردسالارانه

حضور پررنگ زنان رپر (همچون مدگل، سوگند، جاستینا و آتیش) و تولید محتوای اعتراضی علیه حجاب اجباری، دیوار تاریخیِ ممنوعیت صدای زن را فرو ریخت. این زنان „یاغی“، با وجود تحمل تحقیر، بازجویی، دستگیری و شایعه‌پراکنی در ساختار سنت‌گرا، مقاومت را فرموله کردند و به تضعیف مردسالاری یاری رساندند17.

مرزبندی اخلاقی و بایکوت نیروهای هم‌سو با قدرت

شکل‌گیری قطب‌بندی شدید میان رپرهایی که موضعی خنثی یا حکومتی داشتند با رپرهای معترض. تحریم محصولات و بایکوت شدید هنرمندانی که در زمان خونریزی در کنار حکومت ایستادند، نشانگر بلوغ سیاسی این شبکه بود17.

جامعه‌پذیری سیاسی و آموزش کنشگری به نسل جدید

نوجوانانی که در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به خیابان آمدند، در دهه هشتاد با شنیدن صدای رپ اعتراضی در خلوت اتاق‌های خود (یا از طریق خواهران و برادران بزرگتر)، سوژگی و حقِ اعتراض را درون‌سازی کرده بودند. موسیقی رپ عملاً به نهاد آموزش مدنیِ جایگزین تبدیل شد18.

پاسخ سیستم امنیتی حاکم به این قدرتِ شبکه‌ساز و گفتمانی، سرکوب خشن و سیستماتیک بوده است. دستگیری، شکنجه و صدور احکام سنگین برای رپرهایی همچون توماج صالحی و سامان یاسین، دقیقاً به دلیل هراس ساختار از ظرفیت بی‌بدیل این هنرمندان در بسیج توده‌ها صورت گرفت17. گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی با اِعمال خشونت عریان، نظیر شکستن انگشتان دست توماج صالحی و انتقال سامان یاسین به بیمارستان روانی، تلاش کردند تا نمادهای این مقاومت را متلاشی کنند؛ اما این تقابل تنها به اسطوره‌سازی از آن‌ها در سطح بین‌المللی انجامید و رپ فارسی را به عنوان مستندترین تاریخ شفاهیِ رنج و عصیان ایرانیان تثبیت کرد17.

میدان مبارزه دیجیتال: زیست‌بوم الگوریتمی، بازنمایی و تقابل سایبری

فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی در اعتراضات ایران صرفاً یک ابزار ارتباطیِ منفعل نبوده‌اند، بلکه به طور فزاینده‌ای جایگزین «حوزه عمومی» در معنای هابرماسیِ (Jürgen Habermas) آن شده‌اند. در غیاب مطبوعات آزاد و احزاب مستقل، فضاهایی نظیر توییتر، کلاب‌هاوس و به‌ویژه اینستاگرام، بارِ سنگین نمایندگی جامعه مدنی را به دوش کشیده و توانایی شهروندان را برای تبادل ایده‌ها، شبکه‌سازی و انتقاد ساختاری به شدت گسترش داده‌اند24.

پژوهش‌های مبتنی بر دادهها (Data Mining) و علوم اجتماعی محاسباتی، نشان‌دهنده تغییر پارادایم در نحوه توزیع اطلاعات در طول اعتراضات ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ هستند. تحلیل صدها میلیون پست فارسی نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی از طریق «الگوریتم» خاص خود عمل می‌کنند25. برخلاف مدل‌های سنتیِ یا سلسله‌مراتبی که در آن اخبار از سوی رسانه‌های رسمی یا نخبگان سیاسی (Top-down) منتشر می‌شد، در الگوریتم های فضای مجازی، حتی حساب‌های کاربری با نفوذ پایین نیز می‌توانند با بهره‌گیری از تعاملات شبکه‌ای و «بار عاطفیِ سنگینِ»، محتوا (ترکیبی از سوگ، خشم و همدردی) و موج‌های خبری عظیمی تولید کنند که جریان اصلی اطلاع‌رسانی جهان را تحت‌الشعاع قرار دهد25.

در این مدل‌سازی‌های تحلیلی، مشارکت افراد در یک اعتراض اجتماعی از چهار مرحله می‌گذرد: ۱. همدردی با علت اعتراض، ۲. آگاهی از جنبش، ۳. انگیزه شرکت، و ۴. قابلیت مشارکت26. شبکه‌های اجتماعی سه مرحله نخست را با سرعتی بی‌سابقه کاتالیز می‌کنند. با استفاده از رگرسیون لجستیک و تحلیل لحن متون (Textual and Sentiment Analysis)، پژوهشگران امروزه قادرند پتانسیل خیزش‌های خیابانی را از روی تراکم و لحن محتوای تولیدشده در فضای آنلاین پیش‌بینی کنند26.

با این حال، این فضای الگوریتمی یک میدان نبردِ نامتقارن است. حکومت ایران در مواجهه با این تهدید شبکه‌ای، از دکترین سنتیِ مسدودسازی اینترنت (Internet Shutdowns) فراتر رفته و به روش‌های پیچیده‌ترِ نظارت دیجیتال روی آورده است13. گزارش‌های مستند نشان می‌دهد که نهادهای امنیتی با دسترسی غیرمجاز و هک حساب‌های کاربری (نظیر تلگرام) افراد بازداشت‌شده، به استخراج اطلاعات تماس، خواندن چت‌های خصوصی و شناسایی حلقه‌های ارتباطی معترضان می‌پردازند27. در یک نمونه مستند که توسط سی‌ان‌ان (CNN) گزارش شد، ماموران امنیتی با فعال کردن مجدد اکانت تلگرام یک معترضِ زندانی، تلاش کردند تا شبکه فعالان در تماس با وی را شناسایی کنند و از این داده‌ها به عنوان ابزار ارعاب و تهدید به اعدام در اتاق‌های بازجویی بهره بردند27.

از سوی دیگر، سیاست‌های پلتفرم‌های بین‌المللی نیز گاهی به ضرر معترضان تمام شده است. حذف ویدیوهای اعتراضی، شعارهای ضدحکومتی و پست‌های رسانه‌های فارسی‌زبان توسط شرکت «متا» در مقاطعی از اعتراضات، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری الگوریتم‌های „غربی“ در برابر ارتش‌های سایبری حکومت و گزارش‌های سازمان‌یافته است28. علاوه بر این، تولید «اخبار جعلی» (Fake News) و پروپاگاندای توسط ماشین رسانه‌ای حکومت، با هدف ایجاد تردید، تقلیل اعتبار اعتراضات و برچسب‌زنیِ امنیتی (مانند «اغتشاش‌گر» خواندن معترضان مدنی)، فضای شبکه‌های اجتماعی را به یک جنگ فرسایشی تبدیل کرده است29.

دیالکتیک انسداد و تغییر: بحرانِ گذار در نهاد سیاست

استنتاج نهایی از پیوند داده‌های میدانی و چارچوب‌های نظری حاکی از آن است که مدیریت کلانِ اعتراضات شهری در ایران به یک بن‌بست نهادی عمیق رسیده است. حق اساسی اعتراض مسالمت‌آمیز که در قوانین اساسی (نظیر اصل ۲۷) تضمین شده است، به دلیل غلبه رویکردهای امنیتی، عملاً ممتنع شده است29. در نتیجه، فقدان مجاری رسمی و قانونی برای ابراز نارضایتی و به رسمیت نشناختن هویت معترضین، توده‌های اجتماعی را به سمت رویکردهای قهرآمیز و کنش‌های رادیکال سوق می‌دهد1.

در وضعیت کنونی، راهبردهای «مدیریت فرسایشی» از سوی حکومت که صرفاً شامل گفتاردرمانی، فرافکنی بحران‌ها به عوامل خارجی، تقلیل مسائل به „اغتشاش و فتنه“ و سرکوب فیزیکی است، دیگر توانایی مقابله با تغییرات شتاب‌دارِ زیرپوست جامعه را ندارد1. تکرار سیکل‌های اعتراضی نشان‌دهنده «شوک‌های سیاستی» پی‌درپی است که در غیاب اقناع اجتماعی و گفت‌وگو، تنها به استهلاک روانی و سیاسی دوطرفه می‌انجامد2.

زمانی که نهادهای حائل، احزاب مدنی و سندیکاها تخریب می‌شوند، حاکمیت مجبور است به صورت عریان با توده‌های مردم در خیابان مواجه شود17. در این مواجهه، تاب‌آوری اجتماعی معترضان که در بیوگرافی اینستاگرام آن‌ها، در اشعار رپرهای محبوبشان و در سبک زندگی هنجارشکنانه‌شان تجلی یافته است، فرسودگی را به ماشین سرکوب منتقل می‌کنند3. در واقع، تاخیر در تحولات ساختاری و دل‌خوش کردن حاکمیت به فروکش کردنِ ظاهری اعتراضات، تنها به معنای انباشت خشم برای فورانی سهمگین‌تر در آینده است؛ چرا که جامعه اگرچه در معرض «استهلاک روانی» است، اما ظرفیت‌های مقاومت خود را از طریق ناجنبش‌ها ارتقا داده است2.

نتیجه‌گیری

خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، به عنوان حلقه‌ای تکامل‌یافته از زنجیره اعتراضات معاصر ایران، اثبات‌کننده شکست مطلق سیاست‌های مهندسی فرهنگی، اقتصادی و انقیاد اجتماعی از سوی حاکمیت است. کالبدشکافی جامعه‌ جان‌باختگان و معترضان این خیزش، تصویر یک سوژه آگاه، خودساخته، تاب‌آور و امیدوار به تغییر ساختاری را ترسیم می‌کند که به هیچ‌وجه با تصویر‌سازی‌های ایدئولوژیک رسانه‌های رسمی حکومتی تطابق ندارد. گذار جامعه ایران از روان‌شناسیِ تقلیل‌گرایانه «سوگ و غمِ منفعلانه» به «تاب‌آوری فعال و پیشروی آرام»، متکی بر شبکه‌های حمایت اجتماعی جدید و خرده‌فرهنگ‌های قدرتمندی چون رپ اعتراضی است که در غیاب جامعه مدنی سنتی، نقش سازمان‌دهنده و مانیفست‌ساز را ایفا می‌کنند.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که هم‌افزایی مطالبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی، در بستر زیست‌بوم فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، پتانسیل اعتراضی جامعه را به وضعیتی دائمی و غیرقابل‌حذف تبدیل کرده است. تا زمانی که ساختار قدرت در ایران، حقِ داشتن یک «زندگی معمولی» و «عاملیت سیاسی» را برای این طبقه شبکه‌ایِ بی‌ثبات‌ شهری (Precariat) به رسمیت نشناسد و به جای تغییرات اساسی، بر سرکوب و سانسور متمرکز بماند، چرخه‌های فرسایشیِ اعتراض با شدت، وسعت جغرافیایی و عمق گفتمانیِ بیشتری بازتولید خواهند شد. بقای ساختار سیاسی و انسجام ملی، اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند دگردیسی در فهم حکمرانی از واقعیت‌های اجتماعی است؛ واقعیتی که دیگر نه با تحریف روایت‌ها و نه با انسداد اینترنت، قابل کتمان نخواهد بود.

فهرست منابع

  1. نارضایتی و اعتراضات اجتماعی در ایران – جامعه اندیشکده ها, https://iranthinktanks.com/dissatisfaction-and-social-protests-in-iran/
  2. تهدید ایران با فرسایش در امیدواری / تاخیر در تحولات ساختاری چگونه رخ داده است؟ / امتناع فروپاشی اجتماعی و بحران قاطع در نظام سیاسی – خبرآنلاین, https://www.khabaronline.ir/news/2171122/%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87
  3. جان‌های ماه دی – مشق نو, https://mashghenow.com/?p=6405
  4. زندگی همچون سیاست – Amir H. Payberah, https://payberah.github.io/posts/post134/
  5. زندگی به مثابه سیاست – انگاره, https://engare.net/wp-content/uploads/2020/11/Life-as-Politics_Engare.net_.pdf
  6. جنبش و ضدجنبش در خاورمیانهدر گفتگو با آصف بیات – Kar Online, https://kar-online.com/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%88-%D8%B6%D8%AF%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2/
  7. گفت‌وگوهای زندان و جنبش مهسا | آسو, https://www.aasoo.org/fa/articles/4750
  8. جلایی پور: با علی کریمی و شورای جورج تاون انقلاب نمی‌شود /جنگ ۱۲ روزه جمعیت نماز جمعه ها را ۵ برابر کرد / درایران؛ جامعه جنبشی – خبرآنلاین, https://www.khabaronline.ir/news/2125748/%D8%AC%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%B1%D8%AC-%D8%AA%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AC%D9%86%DA%AF
  9. جان‌های ماه دی – بخش دوم – اثر پژوهشی ابوالفضل حاجی‌زادگان – YouTube, https://www.youtube.com/watch?v=0zWsjDO1HMM
  10. تاب‌آوری جامعه و جنبش‌های اجتماعی – نشریه کار | ارگان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت), https://kar-online.com/95089/
  11. مقالات مرتبط با جامعه‌شناسی احساسات – Noor Mags, https://www.noormags.ir/view/fa/keyword/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87_%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA
  12. معنای سوگ جمعی چیست؟/ ایران در گذرگاه تصمیم های آینده ساز – تابناک | TABNAK, https://www.tabnak.ir/fa/news/1356254/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DA%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2
  13. انجمن جامعه شناسی ایران – صفحه اصلی, https://isa.org.ir/
  14. تاب آوری اجتماعی چیست ؟ – تاب‌آوری – دانشگاه حکیم سبزواری, https://www.hsu.ac.ir/resiliency/2024/12/04/%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%9F/
  15. اهمیت تاب آوری در بحران های اجتماعی و با تاکید بر راهکارهای تقویت تاب آوری, https://www.ensani.ir/fa/article/632190/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C
  16. بایگانی‌های ابوالفضل حاجی‌زادگان – مشق نو, https://mashghenow.com/?person=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D8%AC%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86
  17. رپ اعتراضی؛ راوی‌ بدون سانسور مبارزه نسل جوان برای آزادی‌ – ایران اینترنشنال, https://www.iranintl.com/202404102188
  18. رپ اعتراضی زنان؛ مبارزه‌‌ای نادیده علیه حـجاب صدا – رادیو زمانه, https://www.radiozamaneh.com/806162/
  19. ﻫﺎي ﻣﺴﺘﺘﺮ در رپ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻓﺎرﺳﯽ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮاي ﭘﯿﺎم www.SID.ir, https://www.sid.ir/FileServer/JF/6007113901204.pdf
  20. موسیقی رپ – پرتال جامع علوم انسانی, https://www.ensani.ir/fa/tag/88952/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C+%D8%B1%D9%BE
  21. بازنمایی معضلات اجتماعی جامعه در موسیقی رپ اجتماعی ایرانی مطالعه موردی؛ متن آهنگ‌های یاس, https://www.jccs.ir/article_12596.html
  22. جامعه شناسی ترانه های اعتراضی در جنبش ۱۴۰۱ – سازمان فدائیان(اقلیت), https://fadaian-aghaliyat.org/archives/57234
  23. پادکست رادیویی دیدگاه: رپ اعتراضی در ایران پس از جنبش گفتگو با هدیه کیمیایی, https://www.youtube.com/watch?v=FCMtZ9r6lRs
  24. شبکه‌های اجتماعی در اعتراضات ایران: عرصه عمومی جدید؟ – The Washington Institute, https://www.washingtoninstitute.org/fa/policy-analysis/shbkhhay-ajtmay-dr-atradat-ayran-rsh-mwmy-jdyd
  25. شناسایی الگوریتم موج شبکه های اجتماعی توییتر و اینستاگرام در سازمان دهی و بازنمایی اعتراضات 1401 ایران – SID, https://www.sid.ir/paper/1861573/fa
  26. پیش‌بینی اعتراضات اجتماعی با استفاده از داده‌های شبکه اجتماعی توئیتر – مجله تحلیلی دقیقه, https://d-mag.ir/p20033/
  27. سی‌ان‌ان: ماموران جمهوری اسلامی وارد شبکه‌های اجتماعی بازداشت‌شدگان می‌شوند – صدای آمریکا, https://ir.voanews.com/a/iran-meta-nika-report/6882524.html
  28. اعتراضات ایران؛ اینستاگرام حساب کاربری «من‌وتو» را چند ساعت محدود کرد – رادیو فردا, https://www.radiofarda.com/a/meta-instgram-manvato/32043844.html
  29. نقدی بر اعتراضات شهروندی و آشوب های شهری: تجارب و بایسته ها – سیویلیکا, https://civilica.com/note/19507/
  30. شناخت مؤلفه‌های اخبارجعلی شبکه اجتماعی اینستاگرام فارسی بی.بی.سی در اعتراض‌های خیابانی ایران( شهریور تا اسفند 1401), https://cssms.ricac.ac.ir/article_213136.html